تبليغاتX
هشتی
هشتی



تبريز ، شهر اولين ها!!!

سلام.

خودمان كه مي دانيم . آنها كه نمي دانند ، بدانند. ما در دانشگاه تبريز درس خوانديم .( بعضيمان مانند من هنوز از اين رنج عظيم فارغ نشده اند)

يكي از همكلاسي هاي دوران مدرسه پست الكترونيكي برايم ارسال كرده بود. تصوير پارچه نوشته اي بود از دانشكده ي دامپزشكي دانشگاه خودمان، دانشگاه ملي تبريز، به مناسبت روز دامپزشك. نوشته بود : دامپزشكي عرصه ي خدمت به انسان هاست. هشتي نشينان همه آنرا ديده اند.

بگذريم. مقدمه ي بي ربطي بود.

چند وقتي است در خيابان اصلي دانشگاه دارند تلويزيوني خيلي اينچ كار ميگذارند. جايي كه تقريباً همه ي مدركجويان ازآنجا رد ميشوند. در يك قسمت از خيابان مذكور (حدود 30متر) درختكاري شده است. (منظورم درخت هاي روبروي ساختمان مرچزي است)

خلاصه پريروز كه اواخر نصب اين تلويزيون 70 ميليوني بود و البته پنجشنبه و خلوت ، ديدم با لودر افتادند به جان درخت هاي جلوي سوژه ي ما. 

دوستان ميدانند كه اگر اين نماد يك دانشگاه پيشرفته! را حدود 20متر جلوتر علم ميكردند، لودر بيچاره به زحمت نمي افتاد!!!

حال نتيجه؟ شما بگيد...


پ ن: قيمت را از يكي از دوستان معتمد نقل كردم. مع ذلك به جهت محكم كاري گناه و صوابش را به خودش ارجاع ميدهيم

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387  توسط کاظمی  |

 

 



هشتی, میدان گونه ای ست هشت ضلعی که در آن چندین گذر به هم می پیوندند.

8tigroup@gmail.com

 

کتاب
فرهنگ
سیاست
داستانک
شعر
دلنوشت
بروبچکس نوشت
سفرنامه
اجتماعی

 

حالا چي مي‌شه؟
ماتم جمعيت
غريبانه
يقين
يادي ازپيرمرد
بودن‌يا‌نبودن...
ماجراهای ماوچینی ها-عاشورا
معرفی کتاب
پیرمردچشم وچراغ مابود
دست چپ

 

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

کاظمی
الهام
جهانبخش
قادرپور
ذاکری
متفکرآزاد
مهمون

 

محمد کاظم کاظمی
مصطفی مستور
ابوالفضل زرویی نصر آباد
رضا امیرخانی
کامران نجف زاده

 

سوزن بان (الهام)
بی قرار (توده کشت)
گلستانه (شاه طاهری)
رفیق اعلی (خطیبی فر)
حاج علا (ما که نمیدونیم کیه.)
ژورنالیست کج (مسعودی)
زایر صفا (کریمی و .... )
کهف (یوسفی نژاد)
طنین (محمدی)
بیان (متفکرآزاد)

 

RSS 2.0
Counters