بعداز آن روز اين مسئله براي خودم هم سئوال شد،خيلي
فكركردم ولي به نتيجه اي نرسيدم.تااينكه يك روز وقتي داشتم گزارش سفر رهبري به يزد
را دريكي از روزنامه هامي خواندم،رسيدم به ديدار ايشان با نخبه هاي استانوآنجا كه خطاب به مهدي آذريزدي فرموده
بودند:"من تربيت صحيح بچه هايم را مديون كتاب هاي «قصه هاي خوب براي بچه هاي
خوب»شما هستم"وپيرمرد گريه كرده بود ازشوق اين قدرداني خالصانه. يادم آمد كه من هم وقتي كلاس اول يا دوم راهنمايي
بودم اين كتاب ها را خوانده ام.داستان هاي كتاب هاي بزرگي مثل مثنوي مولوي،گلستان
سعدي،مرزبان نامه ،سندبادنامه و....كه به ساده ترين زبان نوشته شده بودند.كتاب
هايي كه به دليل نثرمتكلف ونگارش سنگين كمتررغبتي به خواندنشان داشته ام.چيزي
ازخود داستان ها به ياد ندارم ولي وقتي داستاني ازآن كتاب ها نقل مي شود به نظرم
آشنا مي آيد.به خصوص داستان هاي مثنوي كه به علت فضاسازي خوب خود اثر،خيلي خوب
برايم تداعي مي شوند. يادم آمد كه من هم خيلي از محفوظات ادبي وعلاقه ام
به كتاب را مديون مهدي آذريزدي هستم وشايد همه ي بچه هايي كه كتاب هايش را خوانده
اند.واي كاش مايي كه ادعاي فرهنگ داريم هروقت ازاين مرد كه حق پدري به گردن
ماوفرهنگ مملكت ما دارد،يادي كرديم فاتحه اي بخوانيم وياحتي صلواتي بفرستيم براي
شادي روحش.
پ.ن:مي خواستم اين مطلب را زماني كه فوت كرد بنويسم
ولي آن روزها همه ازاو مي گفتند.وحالا همهدوباره فراموشش كرده اند.خواستم بگويم من هيچ وقت فراموشش نمي كنم.
پنجشنبه سی ام مهر 1388 توسط جهانبخش |
هشتی, میدان گونه ای ست هشت ضلعی که در آن چندین گذر به هم می پیوندند.