تبليغاتX
هشتی
هشتی



پیرمردچشم وچراغ مابود

«پيرمرد چشم و چراغ ما بود.» يا يك همچه جمله اي كه اصلاً خاطرم نيست كجا خواندم‌اش. جمله‌ي دلنشيني‌ست.نه؟ اما امروزه روز ديگر كسي نه كه همچه جمله اي نمي‌نويسد، كه همچه جمله اي فكر هم نمي‌كند. تو هم كه بنويسي‌اش بيشترين لطفش به‌ات اين است كه به ريشت بخندد.يعني چه؟ يعني فلاني هركه كه باشد چشم و چراغ كه هيچ، الگو هم هيچ، بزرگتر، واجب الاحترام و .... هم هيچ ، كه اگر خودش خيلي هيچ كاري به كار دم و يا هر عضو ديگر من و تو نداشته باشد، شايد دليلي براي بي‌احترامي و تمسخر و غيبت‌اش نداشته باشيم. البته فقط شايد. اين «شايد» خودش شروط پيچيده اي دارد. يعني اقلاً بايد ظاهرش اعم از ريش و مو و چادر و چاقچورش، نحوه گفتارش، راه رفتن و نشست و برخاستن و نگاه كردنش باب ميلمان باشد.گرفتي منظورم را؟مي‌گويم طرف اگر هيچ تقابلي با منافع و سلايق حتي نادرستمان نداشته باشد و تمام شروطي كه ذكر شد و نشد را دارا باشد، آن وقت مي‌تواند بدون اينكه ظاهراً و باطناً ، علني و در خفا به‌اش توهين شود در كنار ما برود و بيايد.كه البته اين هم مطلق نيست. مي‌دانم كه مي‌فهمي.يعني آمد و عشقمان كشيد ساعتي براي خنده هم شده پشت سرش صفحه بگذاريم. چه كنيم؟ نمي‌خواهي بگويي كه بايد اين نياز طبيعي را سركوب‌اش كنيم؟ مي‌دانستم دركت بالاتر از آن است كه بر خودداري حكم كني!ترسي هم ندارد ها. خدا خودش از همه بهتر مي‌داند كه دنيا، ديگر دنياي قديم نيست كه بگويي فلان حرف غيبت است و حرام است و خدا قهرش مي‌آيد و ... . مردم امروز كه قوم جاهل صدر اسلام نيستند كه. اصلاً همين است كه خدا ديگر بعد از حضرت رسول(ص) پيامبري نفرستاد . بالاخره هرچه باشد خداست. مي‌دانسته كه بعد از اسلام مردم پيشرفت مي‌كنند، فهمشان دم مي‌كشد و آنقدر شجاع مي‌شوند كه به جاي‌اش حكم مي‌دهند!!!!!

یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388  توسط کاظمی  |

 

 



هشتی, میدان گونه ای ست هشت ضلعی که در آن چندین گذر به هم می پیوندند.

8tigroup@gmail.com

 

کتاب
فرهنگ
سیاست
داستانک
شعر
دلنوشت
بروبچکس نوشت
سفرنامه
اجتماعی

 

ماتم جمعيت
غريبانه
يقين
يادي ازپيرمرد
بودن‌يا‌نبودن...
ماجراهای ماوچینی ها-عاشورا
معرفی کتاب
پیرمردچشم وچراغ مابود
دست چپ
دردسرهای خبرگی

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

کاظمی
الهام
جهانبخش
قادرپور
ذاکری
متفکرآزاد
مهمون

 

محمد کاظم کاظمی
مصطفی مستور
ابوالفضل زرویی نصر آباد
رضا امیرخانی
کامران نجف زاده

 

سوزن بان (الهام)
بی قرار (توده کشت)
گلستانه (شاه طاهری)
رفیق اعلی (خطیبی فر)
حاج علا (ما که نمیدونیم کیه.)
ژورنالیست کج (مسعودی)
زایر صفا (کریمی و .... )
کهف (یوسفی نژاد)
طنین (محمدی)
بیان (متفکرآزاد)

 

RSS 2.0
Counters