|
ازیک پست ایست بازرسی نزدیکی های مهاباد رد می شدیم،فکر کردم حتما اینجا تابه حال اتفاقاتی افتاده که ما فقط درفیلم ها دیده ایم،مثلا:یک روز به یک پیکان سفید مشکوک شده اند.دستور ایست داده اند،ولی پیکان به جای ایستادن سرعتش را زیاد کرده.سرباز دویده،روی زانو نشسته وتایرش را هدف گرفته ولی گلوله نخورده به هدف. با ماشین هم رفته اند دنبالش ولی پیکان لامصب پژوموتور بوده به گردش هم نرسیده اند. یا یک روز سرد زمستانی کولاک شده،چشم چشم را نمی دیده.باد،برزنت بزرگی را که رویش نوشته شده:"خرید وفروش اسلحه ی غیرمجاز،غیرقانونی است"کنده وسرباز مجبور شده دنبالش بدود وبرزنت را ازدست باد بگیرد وتا بزند.شاید هم با دیدن دست هایش که به رنگ لبو شده اند،تفی روی زمین انداخته ودردلش به بخت بدش لعنت فرستاده. یا یک روز یک پژو که سرعت گیر را ندیده سرعتش را کم نکرده ومحکم کوبیده به پیکان جلویی وصندوق عقبش را له کرده،راننده ی پیکان پیاده شده وبا دیدن اوضاع درصندوق که مچاله شده فرار کرده،افسر نیروی انتظامی که باتجربه بوده فهمیده چه خبر است،دویده دنبال راننده.دربازرسی پیکان کلی گوشی موبایل ولوازم آرایشی قاچاق پیدا شده... |