تبليغاتX
هشتی
هشتی



ماجراهای ماوچینی ها-وظایف گربه درجهان خلقت

   بعدازکلی دوندگی وپارتی بازی مجوز بازدید از نیروگاه جورشده بود.بازدید ازنیروگاه  کامل راه اندازی نشده اتفاقی نیست که برای همه پیش بیاید،شاید برای همین سعی می کردیم همه جارا به دقت ببینیم.انصافا مهندسی که دربازدید همراهی مان می کرد،خوب تحویلمان گرفته بود وخیلی خوب توضیح می داد.
  
به محوطه ی توربین رسیدیم،درمیان صحبت های مهندس صدای گربه ای توجه مان را جلب کرد.همه ساکت شدیم تا ببینیم صدا ازکدام طرف می آید؟ازلای پره های توربین جثه ی کوچک بچه گربه ای دیده شد. مهندس با دیدن گربه گفت:"بچه ها!این گربه رو فراری بدید.اگه چینی ها ببینندش کارش ساخته است."همه با تعجب والبته پوزخند نگاهش کردیم که:"شما چرا باور می کنید؟"ولی مهندس با قیافه ای جدی گفت:"باورکنید. کارگرها گربه ها رو می گیرن وهرکدوموده دلار به چینی ها می فروشن."خنده هایمان را خوردیم.مهندس که انگار صحنه ی خورده شدن گربه ی بدبخت را می دید،چهره اش را درهم کشید وبا صدایی گرفته گفت:"این گربه رو فراری بدید."

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388  توسط جهانبخش  |

 

 



هشتی, میدان گونه ای ست هشت ضلعی که در آن چندین گذر به هم می پیوندند.

8tigroup@gmail.com

 

کتاب
فرهنگ
سیاست
داستانک
شعر
دلنوشت
بروبچکس نوشت
سفرنامه
اجتماعی

 

غريبانه
يقين
يادي ازپيرمرد
بودن‌يا‌نبودن...
ماجراهای ماوچینی ها-عاشورا
معرفی کتاب
پیرمردچشم وچراغ مابود
دست چپ
دردسرهای خبرگی
سلام

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

کاظمی
الهام
جهانبخش
قادرپور
ذاکری
متفکرآزاد
مهمون

 

محمد کاظم کاظمی
مصطفی مستور
ابوالفضل زرویی نصر آباد
رضا امیرخانی
کامران نجف زاده

 

سوزن بان (الهام)
بی قرار (توده کشت)
گلستانه (شاه طاهری)
رفیق اعلی (خطیبی فر)
حاج علا (ما که نمیدونیم کیه.)
ژورنالیست کج (مسعودی)
زایر صفا (کریمی و .... )
کهف (یوسفی نژاد)
طنین (محمدی)
بیان (متفکرآزاد)

 

RSS 2.0
Counters