|
انا لله و انا الیه راجعون
و زمان
بسرعت می گذره . همیشه همینطوری بی رحم بوده .
رسانه ملی در سوگ یه فوتبالیست کلیپ پخش می کنه ......
تو تشییع شهیده راضیه کشاورز خیلی ها نیومدن ..... یاد زمان جنگ میافتم : تا کی
تشییع ؟ تا کی شهید ؟ بذارین مردم زندگیشونو بکنن !!!؟
......... تو خونه جانبازا پیر میشم .
می سوزم . با همه وجود دلم می خواد سرمو بکوبم بدیوار .....
آروم میگه : آقا سید بدنم خیلی می سوزه ! خییییللللییییی و من آروم ..... و دیگه
چشماش نمی بینه تا چشمای ورم کرده
مادرشو ببینه و درد توی چشمای پدر شیمیائیشو !!!!
شهید ندیده و جانباز ندیده نیستم اما فراموش شده ندیده هم نیستم . دهه شصت
تکرار می شود !! همه عادی می شویم ؟
با دیدن جانبازامون روحیه می گیریم و ..... همین ؟
مرد و نامرد جدا می شوند و باز هم تاریخ تکرار می شود .
آری عاشورایی و حسینی بسیاره اما حسنی و رضوی اندک
ما را فراموش کردند و از دردهای ما فارغ ما را کمپانی روحیه نامیدند و در
عزا و عروسی سر ما را بریدند و با
اخمی دشمن شدند و با ...... از ما که گذشت اما اینا رو دیگه نه
. خواهههههشششش می کنم ....
و هنوز کارشناسان مشغولند !!!!!!!!!؟ و این همه خونواده با دردهاشون رها به امون خدا . ای
خدااااااا قربون
امونت بشم که
من لی غیرک
این مطلب از وبلاگ حجت الاسلام انجوی کپی شده و قسمت پنجم این نوشته است.حتمن حتمن وبلاگ ایشون www.seydanjavi.persianblog.com سر بزنین
|