تبليغاتX
هشتی
هشتی



پیرمردچشم وچراغ مابود

«پيرمرد چشم و چراغ ما بود.» يا يك همچه جمله اي كه اصلاً خاطرم نيست كجا خواندم‌اش. جمله‌ي دلنشيني‌ست.نه؟ اما امروزه روز ديگر كسي نه كه همچه جمله اي نمي‌نويسد، كه همچه جمله اي فكر هم نمي‌كند....


ادامه مطلب

یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388  توسط کاظمی  |

 

دردسرهای خبرگی

سلام.اين روزها به يك نتيجه ي جالبي رسيدم كه روز به روز هم بيشتر به ش ميرسم و ديگر دارد كم كم اذيت ام مي كند. اين كه به محض اينكه *كاري را ياد مي‌گيرم ديگر نمي‌توانم انجام‌اش دهم...


ادامه مطلب

یکشنبه بیست و یکم تیر 1388  توسط کاظمی  |

 

سلام

سلام.

ما اومديم.

شما هم بياين.

انشاالله دور جديد فعاليت ها را از سر مي گيريم.

دوشنبه پانزدهم تیر 1388  توسط کاظمی  |

 

من می نویسم شما نگریید!

اول سلام

مدتهاست قلم در دستم جز به حساب و کتاب میلگرد و سیمان نچرخیده و تتمه هنر و فرهنگ و فلسفه و دیگر مقولات ذهنم به گل نشسته. تو ببخش

اما گویی همانگونه که فرنگیس عزیزم در یکی از نوشته هایش گفته بود(البته اگر درست خاطرم باشد): گاهی فقط می گوییم که گفته باشیم بدون توجه به «چه؟» و «به که؟»اش . یا چیزی با مضمونی مشابه. شاید هم نه. یا اصلاً برعکس . شاید بدتر، یا بهتر. چه می دانم!


ادامه مطلب

یکشنبه هجدهم اسفند 1387  توسط کاظمی  |

 

شکر خدا

از خواب بیدار می شوم. صبح زیبایی است. ساعت ۷ ماشین را از پارکینگ می آورم بیرون و به سمت بانک می روم....


ادامه مطلب

دوشنبه چهارم شهریور 1387  توسط کاظمی  |

 

آزمون مشتق دوم

اول سلام.

مقدمه بی مقدمه!!!

ازدواج در زندگی انسان نقطه ی عطف است. البته نه برای همه ی همه. نقطه ی عطف که می دانی چیست؟


ادامه مطلب

چهارشنبه سی ام مرداد 1387  توسط کاظمی  |

 

سلام.

یک گلایه ی اساسی داشتم، حیفم آمد آن را در بخش نظرات مطرح کنم

آن هم اینکه چرا باید در جمع یک مشت جوان فکور مذهبی که معتقدیم در نوع خود نخبه ترین ها هستند، مطلبی که تنها تکه دلنوشتی ست و هیچ ارزش دیگری ندارد اینطور حرف و حدیث جمع کند، اما مطلبی جدی که با عنوان «دولت، حمایت، باید، نباید» که با برچسب سیاست از همان نویسنده در بلاگ درج شد،تنها چهار نظر(آن هم با آن سطح) جذب می کند.

بسیار متاَسف شدم که اینجا هم به مانند جاهای دیگر و جمع هایی که خودمان اغلب ازشان انتقاد می کنیم، حواشی کم ارزش بسیار پررنگ تر از اصول با ارزش و مطالب جدی و تحلیلی دیده می شوند.

بررسی و ریشه یابی این پدیده با خودتان.

یاعلی

پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387  توسط کاظمی  |

 

دلتنگی های یک دانشجوی ترم آخر

خسته ام.
از شنبه تا حالا هر روز از اول وقت تا 10شب سرپا ام. نهضتی که معلوم نیست کی به پایان برسد.
استادی که درس اختیاری الگوریتمی اش را با دروس تخصصی تفهیمی اشتباه گرفته. همان که در جلسه ی امتحان نه انسان ها، که ماشین های حساب باهم رقابت دارند.
استادی که به جای ورقه، می گوید من به افراد فکر میکنم و نمره می دهم. مثلا 83ای که درس را با 84ی ها برداشته مشخص است که دانشجوی خوبی نبوده، پس باید بیفتد.
استادی که میگوید: در درس مسلطی. 9.5 میدهم. معرفی بردار و پاس کن. نه فکر کنید که برای پولی که به ازای هر دانشجویی که با او معرفی بر می دارد به او می دهند این کار را می کندها. نه. اما نمی دانم چرا از الان قول داده که در معرفی پاس می کند همه را. اما حاظر نیست 9.5 را 10 کند. و جالبتر اینکه فقط ترم آخری ها افتاده اند. فقط افرادی که می توانند معرفی بردارند.
خسته ام. پلک هایم سنگین است. گیجم.
قرار مراجعه به آنجا که بنا بود برای کار بروم هم با این اوضاع منتفی ست.
تمام تابستان را باید برروی پروژه هایم کار کنم تا بتوانم اول شهریور تحویل بدهم که بتوانم 2واحد معرفی بردارم.
تا کی بشود چه کاری پیدا کرد، خدا عالم است.

تازه در ترم آخر می فهمی که آینده را اصلاً به روشنی ای که تصور می کردی، نمی توانی ببینی.
آن موقع ست که باید بگردی، بگردی به دنبال تقدیر.

خدا نکند که دغدغه هایی به غیر از رشته ی تحصیلی ات هم داشته باشی که آن وقت واویلا....

می مانی بر سر هزار راه پول، دغدغه، آرمان، مسکن، خدمت، شهرتی که می گوییم خوب نیست ، پیشرفت مادی، پیشرفت معنوی، کار فرهنگی، سختی کار، آس
انی و تن پرور بودن کار، ترس از دنیا پرستی ، ووو
اینجاست که می خواهی هزار سال بخوابی....

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387  توسط کاظمی  |

 

دولت، حمایت، باید، نباید


سلام.

امروز حدود سه سال از پیروزی تفکر اسلام محور اصولگرا در رقابت تصدی پست های مدیریتی اجرایی کشور میگذرد. سه سالی که در بین مردم و با حرف و حدیث های فراوان سپری شد. (بهتر از من می دانیدکه حرف و حدیث از ملزومات لاینفک مسئولیت در مملکت ماست.اما در بین مردم بودن نه)

اکنون اما با شرایط شاید مشکل* به وجود آمده (در مسائل هم داخلی(نظیر گرانی و...) و هم خارجی( بحث هسته ای و ...)) نگرش های گونه گونی در محافل مختلف دیده میشود. آنطرفی ها که معلوم الحال بودند. چیزی که جلب توجه می کند، مواضع رنگارنگ هم سنگرهای خودمان است.

از میان تمام حرف هایی که شنیده ام، می خواهم تنها یک سئوال مطرح کنم. بر این گمانم که بحث می تواند مفید واقع شود.

حضرت آقا در جاهای مختلف و به بیان های گونه گون فرموده اند: باید از دولت حمایت کرد.

اما معنای این حمایت چیست؟

تعریف؟ جانبداری؟ پاسخ به شبهات؟ توجیه کردن اقدامات دولت؟

آیا نقد را هم می توان به عنوان بخشی از این حمایت دانست؟ اگر بله، چه نوع نقدی؟ از چه جنسی؟

منتظر نظرات ارزشمندتان هستم.


* مشکل بودن شرایط نظر من نیست . من اعتقادی به سختی این شرایط ندارم. چون معتقدم برای پیشرفت همراه با استقلال باید تک تک ما هزینه بپردازیم. هرچه زودتر بهتر

شنبه بیست و دوم تیر 1387  توسط کاظمی  |

 

داستانکی از خانم برادران

«پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".»


 توی "نشانی بزرگان" مراجعه کنید به http://www.sabra.persianblog.ir

سه شنبه هجدهم تیر 1387  توسط کاظمی  |

 

السلام علیک یا روح الله

یکشنبه دوازدهم خرداد 1387  توسط کاظمی  |

 

ممد نبودی ....


جمعه سوم خرداد 1387  توسط کاظمی  |

 

پنجشنبه دوم خرداد 1387  توسط کاظمی  |

 

دانشگاه ستاره باران شد

سلام

عکس از من مطلب از شما

چهارشنبه یکم خرداد 1387  توسط کاظمی  |

 

در حاشیه ی کارگاه آموزشی مزدوجین دانشجو:

و انکحوا الایمی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم  ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسعٌ علیم.(نور۳۳)

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387  توسط کاظمی  |

 

تبريز ، شهر اولين ها!!!

سلام.

خودمان كه مي دانيم . آنها كه نمي دانند ، بدانند. ما در دانشگاه تبريز درس خوانديم .( بعضيمان مانند من هنوز از اين رنج عظيم فارغ نشده اند)

يكي از همكلاسي هاي دوران مدرسه پست الكترونيكي برايم ارسال كرده بود. تصوير پارچه نوشته اي بود از دانشكده ي دامپزشكي دانشگاه خودمان، دانشگاه ملي تبريز، به مناسبت روز دامپزشك. نوشته بود : دامپزشكي عرصه ي خدمت به انسان هاست. هشتي نشينان همه آنرا ديده اند.

بگذريم. مقدمه ي بي ربطي بود.

چند وقتي است در خيابان اصلي دانشگاه دارند تلويزيوني خيلي اينچ كار ميگذارند. جايي كه تقريباً همه ي مدركجويان ازآنجا رد ميشوند. در يك قسمت از خيابان مذكور (حدود 30متر) درختكاري شده است. (منظورم درخت هاي روبروي ساختمان مرچزي است)

خلاصه پريروز كه اواخر نصب اين تلويزيون 70 ميليوني بود و البته پنجشنبه و خلوت ، ديدم با لودر افتادند به جان درخت هاي جلوي سوژه ي ما. 

دوستان ميدانند كه اگر اين نماد يك دانشگاه پيشرفته! را حدود 20متر جلوتر علم ميكردند، لودر بيچاره به زحمت نمي افتاد!!!

حال نتيجه؟ شما بگيد...


پ ن: قيمت را از يكي از دوستان معتمد نقل كردم. مع ذلك به جهت محكم كاري گناه و صوابش را به خودش ارجاع ميدهيم

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387  توسط کاظمی  |

 

همان کودک نادان شکمو

- آخرین sms که گرفتید و برای بقیه فرستادید را برای ما بگویید.

(می خندد) در رسانه های جمعی حرف های غیراخلاقی زدن درست نیست

- یعنی اگر روزی سیاوش قمیشی بخواهد در ایران کنسرت بگذارد و شما کاری از دست تان بربیاید برایش انجام می دهید؟

حتما انجام می دهم. چون معتقدم که اشکال شرعی ندارد و شعرهایش پرمحتواست. واقعا شعری که راجع به جنگ (ترانه یغما گلرویی) می خواند خیلی خوب است.

- حالا اگر قرار باشد واقعا فیلم بسازید از کدام بازیگرها استفاده می کنید؟

من از بچگی با رضا کیانیان دوست بودم و هنوز هم گاهی پیش من می آید و روابط خانوادگی داریم، من هم نوع کار، خانواده و خودش را خیلی دوست دارم.
یکی دیگر هم لابد گلزار است. البته شوخی کردم. بازی رضا عطاران را خیلی دوست دارم. خانم معتمدآریا و البته هستی! من هم که هم سن آقای نصیریان هستم!

- من چند تا اسم عرض می کنم شما نظرتان را بفرمایید.

- دکتر احمدی نژاد

بیشتر از آن چیز که هست تلاش می کند معروف باشد. ضمن این که آقای احمدی نژاد خیلی خوب می توانست از فرصتی که به دست آورده استفاده کند.

- نیکی کریمی

نیکی و پرسش؟!

- هاشمی رفسنجانی

نمی دانم در ذهن شان ثروت مهم تر است یا قدرت!


ادامه مطلب

یکشنبه یکم اردیبهشت 1387  توسط کاظمی  |

 

کاندید یعنی این

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387  توسط کاظمی  |

 

سلام

رسم روزگار بر این است که دوستان پس از فراغت از تحصیل ، کم کم از یکدیگر بی خبر میشوند. این رسم ناخوشایند رفقایی که هدف مشترک و آرمانی بلندمرتبه در سر دارند را بیش از سایرین آزار میدهد. تنها چیزی که از دوران خوش جوانی باقی می ماند، خاطراتی است سرشار از شادی و امید و هدفمندی.
بر آن شدیم تا دوستان خوبی که در این سالیان یافتیم و باهم تلاش کردیم و باهم خسته شدیم و باهم خندیدیم و باهم گریه کردیم را در هشتی دورهم جمع کنیم. خاطره تعریف کنیم ، نقد کنیم، بحث کنیم، بنویسیم و بگوییم هرآنچه را که در سر داریم.
و خلاصه دوست داریم با هم بمانیم.
منتظر حضورتان در هشتی هستیم.
یاعلی

سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  توسط کاظمی  |

 

 



هشتی, میدان گونه ای ست هشت ضلعی که در آن چندین گذر به هم می پیوندند.

8tigroup@gmail.com

 

کتاب
فرهنگ
سیاست
داستانک
شعر
دلنوشت
بروبچکس نوشت
سفرنامه
اجتماعی

 

ماتم جمعيت
غريبانه
يقين
يادي ازپيرمرد
بودن‌يا‌نبودن...
ماجراهای ماوچینی ها-عاشورا
معرفی کتاب
پیرمردچشم وچراغ مابود
دست چپ
دردسرهای خبرگی

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

کاظمی
الهام
جهانبخش
قادرپور
ذاکری
متفکرآزاد
مهمون

 

محمد کاظم کاظمی
مصطفی مستور
ابوالفضل زرویی نصر آباد
رضا امیرخانی
کامران نجف زاده

 

سوزن بان (الهام)
بی قرار (توده کشت)
گلستانه (شاه طاهری)
رفیق اعلی (خطیبی فر)
حاج علا (ما که نمیدونیم کیه.)
ژورنالیست کج (مسعودی)
زایر صفا (کریمی و .... )
کهف (یوسفی نژاد)
طنین (محمدی)
بیان (متفکرآزاد)

 

RSS 2.0
Counters