تبليغاتX
هشتی
هشتی



معرفی کتاب

سعی می کنندهرطورشده به طرف بفهمانند ازتومتنفرم،یاازتوخوشم نمی آید،دوستت ندارم،ازاین جهت استعدادشان حسابی شکوفاشده است...


ادامه مطلب

جمعه سی ام مرداد 1388  توسط جهانبخش  |

 

پیرمردچشم وچراغ مابود

«پيرمرد چشم و چراغ ما بود.» يا يك همچه جمله اي كه اصلاً خاطرم نيست كجا خواندم‌اش. جمله‌ي دلنشيني‌ست.نه؟ اما امروزه روز ديگر كسي نه كه همچه جمله اي نمي‌نويسد، كه همچه جمله اي فكر هم نمي‌كند....


ادامه مطلب

یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388  توسط کاظمی  |

 

دست چپ

پیرزن نفس نفس می زد امّا از تک و تا نمی افتاد و پیوسته پیش می رفت . راه اگرچه سخت ، اما دیگر در در برابرش کم آورده بود.اول بار نبود که سختی راه را به جان می خرید  ؛ جاده ها و منزل های بین راه سال ها بود که پیرزن را می شناختند و ...


ادامه مطلب

دوشنبه پنجم مرداد 1388  توسط الهام  |

 

 



هشتی, میدان گونه ای ست هشت ضلعی که در آن چندین گذر به هم می پیوندند.

8tigroup@gmail.com

 

کتاب
فرهنگ
سیاست
داستانک
شعر
دلنوشت
بروبچکس نوشت
سفرنامه
اجتماعی

 

ماتم جمعيت
غريبانه
يقين
يادي ازپيرمرد
بودن‌يا‌نبودن...
ماجراهای ماوچینی ها-عاشورا
معرفی کتاب
پیرمردچشم وچراغ مابود
دست چپ
دردسرهای خبرگی

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

کاظمی
الهام
جهانبخش
قادرپور
ذاکری
متفکرآزاد
مهمون

 

محمد کاظم کاظمی
مصطفی مستور
ابوالفضل زرویی نصر آباد
رضا امیرخانی
کامران نجف زاده

 

سوزن بان (الهام)
بی قرار (توده کشت)
گلستانه (شاه طاهری)
رفیق اعلی (خطیبی فر)
حاج علا (ما که نمیدونیم کیه.)
ژورنالیست کج (مسعودی)
زایر صفا (کریمی و .... )
کهف (یوسفی نژاد)
طنین (محمدی)
بیان (متفکرآزاد)

 

RSS 2.0
Counters