تبليغاتX
هشتی
هشتی



ماجراهای ماوچینی ها-عکس یادگاری

مردمی که ازمصلا خارج می شدند،با دیدن منظره ی روبه رویشان،لبخندی برلب می آوردندومی گذشتند...


ادامه مطلب

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387  توسط جهانبخش  |

 

من می نویسم شما نگریید!

اول سلام

مدتهاست قلم در دستم جز به حساب و کتاب میلگرد و سیمان نچرخیده و تتمه هنر و فرهنگ و فلسفه و دیگر مقولات ذهنم به گل نشسته. تو ببخش

اما گویی همانگونه که فرنگیس عزیزم در یکی از نوشته هایش گفته بود(البته اگر درست خاطرم باشد): گاهی فقط می گوییم که گفته باشیم بدون توجه به «چه؟» و «به که؟»اش . یا چیزی با مضمونی مشابه. شاید هم نه. یا اصلاً برعکس . شاید بدتر، یا بهتر. چه می دانم!


ادامه مطلب

یکشنبه هجدهم اسفند 1387  توسط کاظمی  |

 

ماجراهای ماوچینی ها-مقدمه

ازهمه ی اونایی که با دیدن عنوان فکرکردند قصددارم درمورد هجوم کالاهای چینی و ورشکستگی تولیدی ها واین جور چیزها بنویسم معذرت می خوام که می زنم توذوقشون،چون اصلا قصد ندارم پاتوکفش بزرگترا بکنم.الان توضیح می دم:


ادامه مطلب

جمعه شانزدهم اسفند 1387  توسط جهانبخش  |

 

ازدفترخاطراتم

138۴- اسفند ماه

پانزدهم؛

...همه جای دانشگاه پر بود. نمی دانم یاد چی می افتم، ولی فضای آشنایی بود. هر طرف که می رفتی صدای آهنگران و کویتی پور می آمد، و یا شعرهای جنگ...


ادامه مطلب

یکشنبه یازدهم اسفند 1387  توسط   |

 

شکفتن

     وقتی که چشم هایش را باز می کرد بالای سرش بودم آنقدر زیبا بود.که نمی شد چشم از آن برداشت با آن بدن لطیف و گونه های سرخش هر حرکت اش بمانند رقص آرام و زیبا بود که طراوت خاصی داشت.وقتی کاملا باز شد قطره اشکی بر لبه خم شده گلبرگش عیان شد که گویی اشک خوشحالی شکفتنش بود و حال او دنیا را با بهار آغاز کرده بود بهاری که زیبا و آرامش بخش بود و با آمدن او معطر هم شده بود...


ادامه مطلب

سه شنبه ششم اسفند 1387  توسط متفکرآزاد  |

 

موضوع انشا:پدرخود راتوصیف کنید

آتا در دوران کودکی پدر و مادر خود را از دست داده، او یتیم بزرگ شده است. از نو جوانی کار کرده و خرج برادرها و خواهرهایش را داده.او با امام رضا (ع) انس و الفتی دیرینه دارد. از 17 سالگی از اربعین امام حسین(ع) تا شهادت امام رضا(ع) به زیارت امام رئوف می رود...


ادامه مطلب

جمعه دوم اسفند 1387  توسط ذاکری  |

 

 



هشتی, میدان گونه ای ست هشت ضلعی که در آن چندین گذر به هم می پیوندند.

8tigroup@gmail.com

 

کتاب
فرهنگ
سیاست
داستانک
شعر
دلنوشت
بروبچکس نوشت
سفرنامه
اجتماعی

 

غريبانه
يقين
يادي ازپيرمرد
بودن‌يا‌نبودن...
ماجراهای ماوچینی ها-عاشورا
معرفی کتاب
پیرمردچشم وچراغ مابود
دست چپ
دردسرهای خبرگی
سلام

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

کاظمی
الهام
جهانبخش
قادرپور
ذاکری
متفکرآزاد
مهمون

 

محمد کاظم کاظمی
مصطفی مستور
ابوالفضل زرویی نصر آباد
رضا امیرخانی
کامران نجف زاده

 

سوزن بان (الهام)
بی قرار (توده کشت)
گلستانه (شاه طاهری)
رفیق اعلی (خطیبی فر)
حاج علا (ما که نمیدونیم کیه.)
ژورنالیست کج (مسعودی)
زایر صفا (کریمی و .... )
کهف (یوسفی نژاد)
طنین (محمدی)
بیان (متفکرآزاد)

 

RSS 2.0
Counters