نیمه شب،گرمای اتاق بیدارم کرد.کولرکارنمی کرد واتاق آتش گرفته بود.احساس می کردم تمرین زندگی درجهنم است(گفتنش صدهابارازتجربه کردنش آسان تراست).صبح متوجه شدیم به علت بی برقی واستفاده ازموتوربرق وقتی آسانسورکار می کند،کولرها کارنمی کنند وبرعکس.. ادامه مطلب
قراربود،کربلاگردی داشته باشیم.محل شهادت علی اصغر(ع)وعلی اکبر(ع)وعلقمه وتل زینبیه وخیمه گاه و...می گوینداینجاها نیاز به روضه ندارد.اشک،خودش شوق ریختن دارد... ادامه مطلب
ساعت هشت صبح بایداتاق ها را تحویل می دادیم.برق اتاق ها را قطع کردند وگرمای اتاق خود به خود بیرونمان کرد.اینجافقط روزی چهارساعت برق دارند،بقیه ی اوقات صدای موتورهای برق،گوش فلک را کرمی کند.