تبليغاتX
هشتی
هشتی



هرکه داردهوس کرب وبلا...(قسمت ششم)

  صبح ساعت شش،بعدازصبحانه اتوبوس آمدوبه سمت کوفه حرکت کردیم.مسجد کوفه کمی دورترازمسجد سهله است.

  اتوبوس درمحوطه ی بازی توقف کرد.به محض پیاده شدن ازاتوبوس زن هایی که دست شان برای گدایی درازبودبه سمتمان آمدند،جای شهرداری تبریزخالی بود دراین شهرپرازگدا...
ادامه مطلب

سه شنبه سی ام مهر 1387  توسط جهانبخش  |

 

هرکه داردهوس کرب وبلا...(قسمت پنجم)

...برای مایی که به خوش خلقی خدام امام رضا(ع)عادت کرده ایم چندتشروکج خلقی اعراب،خیلی غیرعادی است.هرچندانگاربرای خودشان رفتاری عادی محسوب می شود...


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387  توسط جهانبخش  |

 

هرکه داردهوس کرب وبلا...(قسمت چهارم)

باصدای بلندی ازخواب بیدارشدم،انگارکسی به درمی کوبید.چندثانیه طول کشید تایادم بیاید کجاهستم والان چه وقتی است.اینجا نجف است ...
ادامه مطلب

چهارشنبه هفدهم مهر 1387  توسط جهانبخش  |

 

هرکه داردهوس کرب وبلا...(قسمت سوم)

...بعداشنیدم آمریکایی ها دوجوانی راکه درکاروان بودندبرای انگشت نگاری برده اند،که مدیرکاروان باتجربه ای که داشت قبلا گفته بودوتذکرداده بود که هیچ کس عکس العملی نشان ندهد.بعدازگذر ازاین مرحله حدس می زنید چه خبربود؟بله،باز هم سایه بان ایرانیتی وانتظار درآن هوای داغ...


ادامه مطلب

چهارشنبه دهم مهر 1387  توسط جهانبخش  |

 

عقربه هادارن ساعت های آخرماه رمضون روجارومی کنن

    عقربه ها دارن ساعت های آخر ماه رمضون رو جارو میکنن. شمارش معکوس شروع شده برا ی دیدن آن داس مه نو.

" یادم از کشته خویش آمد". رجب اومد و شعبان و رمضان هم. مثل همه سال های عمرم و سریع گذشت مثل همه سال های عمرم...


ادامه مطلب

سه شنبه نهم مهر 1387  توسط قادرپور  |

 

هرکه داردهوس کرب وبلا...(قسمت دوم)

  با توقف اتوبوس ازخواب بیدارشدم، ساعت سه صبح بود.بیرون تاریک بود وجز روشنایی چراغی که ازاتاقکی درهمان نزدیکی می تراوید،هیچ نوری وجودنداشت ...
ادامه مطلب

دوشنبه یکم مهر 1387  توسط جهانبخش  |

 

بازآی...

 

روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم

دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم...

 


ادامه مطلب

دوشنبه یکم مهر 1387  توسط   |

 

 



هشتی, میدان گونه ای ست هشت ضلعی که در آن چندین گذر به هم می پیوندند.

8tigroup@gmail.com

 

کتاب
فرهنگ
سیاست
داستانک
شعر
دلنوشت
بروبچکس نوشت
سفرنامه
اجتماعی

 

غريبانه
يقين
يادي ازپيرمرد
بودن‌يا‌نبودن...
ماجراهای ماوچینی ها-عاشورا
معرفی کتاب
پیرمردچشم وچراغ مابود
دست چپ
دردسرهای خبرگی
سلام

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387

 

کاظمی
الهام
جهانبخش
قادرپور
ذاکری
متفکرآزاد
مهمون

 

محمد کاظم کاظمی
مصطفی مستور
ابوالفضل زرویی نصر آباد
رضا امیرخانی
کامران نجف زاده

 

سوزن بان (الهام)
بی قرار (توده کشت)
گلستانه (شاه طاهری)
رفیق اعلی (خطیبی فر)
حاج علا (ما که نمیدونیم کیه.)
ژورنالیست کج (مسعودی)
زایر صفا (کریمی و .... )
کهف (یوسفی نژاد)
طنین (محمدی)
بیان (متفکرآزاد)

 

RSS 2.0
Counters