|
سلام بچه ها
از این که نمی تونم در مورد حرفای قشنگتون نظر بدم خیلی معذرت می خوام ، منو عفو کنید .
راستش حال و هوای جنوب (اردوی معنوی جنوب) و تموم بچه های باصفای اون نه تنها منو بلکه همه ی بچه های با صفا و اهل فنُّ خیالاتی می کنه که دوباره کی می تونن برن اون طرفا ؟
خیلی وقت بود که دلم می خواست یه هدیه ی قشنگِ تصویری براتون بفرستم و این عکسیه که می بینید ، این فرشته هایی که می بینید به غیر از من بچه های بی ادعای تدارکات اردوی سال 84 می باشند.
چه کسانی که با هم بودیم و الان از دیدن اونا محروم شدیم . ولی یه چیزی تو این جمع است که از یه جنس دیگه است ، خیلی شفاف و نورانی و نور چشم خیلی هاست .(مخصوصاً بروبچ آذری) و اون چیزی است که آقا ودود روش نشسته . و اون فلاسک چای اوتوبوس شماره ی 16 است .
من هر وقت فلاسک می بینم مو به تنم سیخ می شه و یاد هفت خان که چه عرض کنم ، هفتاد خان تدارکات جنوب می افتم . راستش زیاد که فکر می کنم می بینم احتمال این است که بنده با فلاسک و چای و آبجوش و اینها محشور بشم .
یا علی مدد (یا حق)07:26:04 ب.ظ

|